داوود کنشلو

صفحه نخست
تماس با نویسنده
اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود

نویسندگان وبلاگ
داوود کنشلو


آرشیو وبلاگ
شهریور ٩۱
آبان ۸٩
تیر ۸٩
بهمن ۸۸
آبان ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
فروردین ۸٦


لینک دوستان
عباس رافعی
بچه درويش
راز دشت
گاهی وقت ها
ماه عشق
نغمه
داستانهای تخیلی من و اژدها
کتابت (ميثم)
بهرام رادان
فتوبلاگ محمد نمازی
سطرهای پنهانی
خلوت‌های تنهايی
می‌يو
تب نوشت
احمقانه
سيگاری
قلم‌های کاغذی
قصه
خط خطی
نیمه ی حاضر
رضا آشتیانی
هیلا اکرانی
ديوار313
کافه زير دريا
رقاصه
دخترک
مريم قربانی
دل نوشته ها (ایرانی)
کانون اروپايی برای آموزش جهان بينی زرتشت
همراز اهورا
روزی روزگاری
خبرگزاری‌ها
کوروش پرست
رها
http://ll--violet--ll.blogfa.com/post-107.aspx
لواشک ترش
اهورا
وبلاگ فارسی
< طراح قالب : صندلي

آمار و خروجی وبلاگ
  RSS 2.0  


لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

 

«چهار انگشتی» فيلمی در اندازه‌های ژانر پليسی

سالهاست كه ديگر در سينمای ما فيلم پليسی ساخته نمی‌شود كه متاسفانه اين نقصان نيز به عوامل متعدد مربوط است كه مهمترين دليل آن را می‌توان به نداشتن فيلمسازی كه اين ژانر را به خوبی بشناسد جستجو كرد.
البته فخيم‌زاده و افخمی چند بار سعی كرد‌ه‌اند كه اين راه را در پيش بگيرند اما بنا به دلايلی اين مسير (ساخت فيلم پليسی) برای اين فيلمسازان مطرح نشد.
تا به امروز اگر از من می‌پرسيدند بهترين فيلم پليسی كه در سينمای ايران ديدی چه فيلمی بود بدون شك «روز شيطان» را مثال می‌زدم؛ اما امروز ديگر می‌توانم بعد از سالها از ساخته شدن «روز شيطان» «بهروز افخمی» از فيلمی نام ببرم كه توانست به زيبايی ژانر پليسی را در سينمای ايران معنا كند.
فيلمی پليسی از ديد من نگارنده اثری است كه تا دقيقه آخر فيلم برای مخاطب ايجاد سوال كند، كه لحظه‌ای بعد چه اتفاقی قرار است بيفتد، يعنی اگر واضح‌تر بخواهم بگويم، گره‌های داستانی است كه در يك فيلم پليسی كيفيت كار را مشخص می‌كند.
سال گذشته در جشنواره بيست‌و‌پنجم فيلم فجر، فيلمی ديدم با نام «شعبده‌باز». فيلمی كه در پايان مرا دچار شگفتی كرد، اما امروز خوشحالم در سينمای ايران نيز فيلمسازی متولد شده كه توانست مرا شگفت‌زده كند.
«چهار انگشتی» فيلمی است كه من يكشنبه شب (11/9/86) در اكران خصوصيش در سينما سروش به تماشايش نشستم و مرا بر آن داشت كه اين چند سطر را بنويسم فيلمی كه می‌تواند الگويی در سينمای پليسی باشد.
البته نمی‌توان در اين بحث از فيلمنامه شاخص اين فيلم ياد نكرد كه به واسطه تبحر نويسنده (سهيلی) سرشار از گره‌های داستانی بود به گونه‌ای كه مخاطب به هيچ وجه در گام اول نمی‌تواند پايان داستان را حدس بزند.
نكته‌ای ديگری كه قابل ذكر است تيتراژ محشر اين فيلم پليسی بود كه به شكل زيبايی مخاطب را ياد آثار برتر هاليوود می‌انداخت همچنين بازی‌ زيبايی «رادان» قابل ذكر است كه نشان می‌دهد يك ستاره‌ تا چه حد می‌تواند راه پيشرفت را طی كند.
يك مطلب ديگر نيز بايد در پايان مطالبم بگوييم اين است كه، نگاهی كه در اين فيلم به كاركترهای شده بود نگاهی خاكستری بود كه هيچ انسانی را به بهانه پست و مقام دولتی سياه و سفيد نديده بود، اما در پايان تنها يك نكته كوچك به عنوان نمره منفی در اين فيلم وجود داشت و آنهم، استفاده ابزاری از پوشش چادر برای مثبت نشان دادن كاراكتر فيلم (لیلا اوتادی) است كه در سينمای ما ديگر تكراری شده است.

«سعيد سهيلي» كارگردان سينما، پروژه سينمايي جديد خود «چهارانگشتي» را 25 مهرماه ۸۵ در تهران  كليد زد. اين فيلم مضموني اجتماعي دارد.
سعيد سهيلي، تاکنون کارگرداني فيلمهاي سينمايي چون مردي شبيه باران، مردي از جنس بلور، غوغا، تارا و تب توت فرهنگي، سنگ، کاغذ، قيچي و... را داشته است.
آخرين اثر سهيلي  فضايي شهري دارد که فيلمبرداري آن در ده ونك انجام ‌شد و حدود دو ماه به طول ‌انجامیدُ البته بخشي از لوكيشن‌هاي فيلم در شمال كشور فیلمبرداری شده است در اين فيلم : بهرام رادان، انديشه فولادوند، ليلا اوتادي، شاپور تركمني سرابي، سيد ابراهيم بحرالعلومي، عليرضا سوزنچي، فريده دريامج، با معرفي مهدي ماهاني و هنرمندي جمشيد هاشم پور به ايفاي نقش مي پردازند.
عوامل اين كار عبارتند از: مجري طرح و مدير توليد:رحيم عرب اميني، مدير فيلمبرداري: محمدتقي پاك سيما، صدابردار: فرخ فدايي،منشي صحنه: سحر غمخوار، طراح صحنه و لباس: نازي پرتوزاده، طراح گريم: بابك شعاعي ،دستيار كارگردان و برنامه ريز: كامبيز دارابي و تهيه كنندگي سعيد سهيلي


 


نویسنده : داوود کنشلو ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ :: سه‌شنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٦