مقدمات فرار از زندان را فراهم کن ، برادرت بی گناه است

             

اولین بار که یک کارگردان سینما به من پیشنهاد کرد که سریال «لاست» را ببینم، تصور نمی کردم بدین اندازه جذب آن شوم، سریالی که به شدت مرا تحت تاثیر قرار داد، اما هیچگاه فکر نمی کردم که سریالی دیگر به نحوی قلبی مرا برباید که سریالی همانند «لاست» کنار آن یک اثر معمولی حساب شود.

«فرار از زندان» نام این سریال آمریکایی است که به شدت به آن عشق می ورزم، به نحویکه هنگامیکه برای اولین بار آن را دیدم گیج و منگ بودم و اصلاً برایم قابل تحمل نبود که کارکترهای سریال را رها کنم، بنابراین بلافاصله بعد از پایان سریال دوباره از نو شروع به تماشایش کرد، اما بازهم هنگامیکه سریال تمام شد، احساس بدی به من دست داد، چراکه دوباره باید شخصیت های محبوبم را رها می کردم.

خوشبختانه امروز با دوبله این مجموعه توسط رسانه «جوانه» پویا دوباره فرصتی دست داد که برای بار سوم این مجموعه پرکشش را تماشا کنم، اثری که توانسته در جهان به عنوان محبوبترین سریال تلویزیونی انتخاب شود.

در مورد داستان سریال باید بگم که داستان از اونجایی شروع می شه که قهرمان داستان “مایکل” خودش یک کاری می کنه که عمداً بیفته زندان. بله خودشو عمداً می فرسته زندان تا بتونه برادر بیگناه خودشو نجات بده! برادرش قراره که تا چند وقت دیگه به خاطر قتلی که انجام نداده اعدام بشه و اون با برنامه ریزی دقیق قبل از اینکه خودشو بندازه زندان نقشه کامل فرارش رو می کشه! فصل اول این سریال راجع به تلاش فرار مایکل و برادرش و چند تا زندانی دیگه است ولی به قول خود تولید کنندگان سریال “فرار تنها اولشه!!” بله سریال بسیار زیبا که بر پایه اسمی که داره طبعاً با فرار از زندان باید به پایان می رسید و اگر هم ادامه داشت نباید جذابیتی داشته باشه ولی… ولی فصل دوم واقعاً زیباست، حتی زیبا تر از فصل اول با تعدد بازیگران، شخصیت هر بازیگر و هیجاناتی که در داستان سریال وجود دارد واقعا تماشاچی رو به وجد میاره و دوست داره تمامی قسمت هاشو یکجا ببینه!!

سریال تلویزیونی فرار از زندان که از ۲۹ آگوست ۲۰۰۵ از شبکه تلویزیونی فاکس پخش شده است . سریالی که از ابتدا در سال ۲۰۰۳ از سوی پائول شیورینگ به کمپانی رسانه ای فاکس و سازمان های دیگر پیشنهاد شد اما با آن موافقت نشده بود و بیشتر برای ساخت اثر سینمایی در نظر گرفته شده بود و استیون اسپیلبرگ قرار بود قبل از ساخت جنگ دنیاها، کارگردانی آن را به عهده بگیرد. اما کمپانی فاکس، با توجه به اینکه سریال های ۲۴ و گمشده را تا این حد موفق دید که در صدد رقابت با آنها درآید ، در سال ۲۰۰۴ با پیشنهاد پائول شیورینگ موافقت کرد و شیورینگ هم سناریوی قسمت هایی از آن را نوشت و کمپانی شروع به جمع کردن گروه فیلمبرداری، تجهیزات و انتخاب بازیگران کرد. شیکاگو به عنوان محل فیلمبرداری انتخاب شد و زندان جولیت به عنوان زندان خود داستان (فاکس ریور) قرار داده شد. فیلمبرداری با سلول قربانی اصلی داستان، لینکلن، که راجع به آن بیشتر صحبت خواهد شد آغاز شد. این سلول همان سلولی است که جان وین هم در آن در یکی از فیلمهایش در بند بوده است و به طوری فضای آن وحشت آور بوده که بسیاری از گروه حاضر به ورود به سلول نشدند. این سریال برای فیلمبرداری اش در محل های مشخص شده و هزینه ی استفاده از آنها ۲ میلیون دلار برای هر قسمت خرج برداشته است. با پخش اولین قسمت، این سریال توجه بسیاری از جمله قشر میان ۱۴ تا ۳۴ سال را به خود جذب کرد و محبوب تعداد زیادی بیننده شد.

هنرپیشگان: wentworth Miller , Dominic Purcell , Sarah Wayne Callies
کارگردان:  Kevin Hooks , Eric Laneuville ,Brett Ratner

/ 4 نظر / 13 بازدید
گمنامی که خودشو تو غبار غم گم کرد

سلام کاش از روز جدائی تا حالا مرده بودم.......... یه قصه..... یه روزائی یه آسمون داشتم زیبای زیبا،آرومه آروم ،یه روزائی یه جنگل داشتم سبزه سبز، یه روزائی یه دریا بودم یه اقیانوس آرومه آروم، یه روزائی یه کوه بودم پر از غرور پر از عظمت، یه روزائی یه دستائی داشتم که باهاشون خدارو لمس کردم تا مرز حس خدا رفتم، یه روزائی یه چشمائی داشتم که باهاش بهشتو دیدم و درک کردم و توی اون قدم زدم ، یه رزوائی یه سرزمین بودم آروم آروم .......... اما یه روز یه پرنده اومد یه پرنده به اسمه حامد لا به لای تمام خوشبختیام اومد توی سرزمین دلم و پرواز میکرد تا اینکه یه روز آسمون دلم بدجور بهش عادت کرد،منم با اون خوشبختیهای خودمو تقسیم کردم ،اون شد یه پرنده منم هروز هرثانیه بهش دونه میدادم ، جلوی دستاش جلوی پاهش دونه میریختم ، دونه های که با تمام دونه های دنیای پرندگان فرق میکرد خیلی فرق میکرد،شبا تا نیمه شب تا لحظه ای که خوابش میبرد براش دونه دونه خوشبختی میریختم و ........و.........و....... هی تو اما یه روز پدرو مادراون پرنده گوشش می خوندن که از سرزمین دلم پی دونه های بهتر پر ب

سرورت

داوود جان سلام بعضی وقتها این پستهای تو رو که میخونم میگم که انگار عقل درست و حسابی نداری. یا شاید من ندارم. نمیدونم. چون برام قابل هضم نیست که یکی اینقدر به فیلم و این مسخره بازی ها علاقه داشته باشه و توش غرق بشه. به هر حال یا مشکل از تو هست یا از من. چاکرتیم به مولا. با همه بدیهات دوستت داریم. کشته مرده همین بازیهات هستیم..

زرین قلم

از این پس عنوان وزارت بی تجربگان فرهنگ را جایگزین وزارت ارشاد کنیم. درود بر شما

مريم

آخرش تو با اين عشقت به سريال‌ها کار دست خودت ميدي [شوخی]